-
بیا ببین که چه دیوانه خانه ای شده است.
یکشنبه 28 مرداد 1403 17:34
"من واقعا نمیشناسم.معرفی؟" نمیدونم کی دوباره قراره جرعت تمام روز توی باشگاه گذروندن و پیدا کنم.اما مشخصا امروز وقتش نبود. سعی کردم تا call me by your name ببینم.نشد.فرهاد خوند : سپید پوشیده بودم با موی سیاه ، اکنون سیاه جامه ام با موی سپید. می اندیشم که شاید خواب بوده ام ، تمام اون روز ها. زندگی من به وبلاگ...
-
یک فریم از جوان ایرانی.
یکشنبه 28 مرداد 1403 11:54
-مگه فکر میکنی کسی که قوانین فیزیک و نوشته ادم فضایی بوده؟ اون تونسته قانون و وضع کنه ، تو فقط باید از روش بخونی! -مگه فکر کردی چقدر سخته؟ -مگه فکر کردی همینا از کجا شروع کردن؟هر صبح که پا میشی بدویی باید تو ذهنت داشته باشی قراره به کجا برسی! نمیدونم این آدما چی فرضم می کنن.اکثر مواقع شبیه ی معلول قطع نخاع ی گوشه...
-
لام
یکشنبه 28 مرداد 1403 00:53
حتی حوصله ندارم بگم چیشد..شایع میگفت ی جا یهو برمیخوره بهت ، من از اون مرحله گذشتم ، دیگه کسی سگشم حسابم کنه بهم برنمیخوره. در این حد وضع بده. به کله کچل اندروتیت بک گراندم میخندم ، داره داد میزنه " that's the different between a man & a fucking child" مرد! وبلاگ واسم خسته کننده شده ، یجا میخوام که موقع...
-
تابستون کوتاهه.
شنبه 27 مرداد 1403 15:30
چند ساعت پیش خبر ناگواری بهم رسید.عده ای از بچه های مدرسه ی قبلی(دوران متوسطه اول) ، البته عده شامل بخش کوچیکی میشه ، بهتره بگم گله ای از بچه های مدرسه قبلی توی دبیرستان فعلیم هم حضور دارن.علاوه بر اون مدیر مدرسه و معاونش هم از کادر مدرسه قبلی هستن که انتقالی گرفتن. بابت مدیر خوشحالم چون لااقل من رو میشناخت و یک بار...
-
فعلا درباره المپیاد دست نگه داشتم.البته المپیاد شیمی.علوم زمین سر جاشه.
شنبه 27 مرداد 1403 11:37
-
سمپادی بودن یا نبودن ، مسئله این است!
شنبه 27 مرداد 1403 11:35
برای شروع ، باید بگم سمپادی نبودن برای کسی که سمپاد قبول میشه مترادف مغز خر خوردنه.چون در حال حاضر ازمون های ورودی به قدری سخت هستن که تلاش زیادی می طلبن و کسی که تلاش کرده باشه قطعا بالا خونه شو داده اجاره اگه نخواد تیزهوشان تحصیل کنه. اما بریم سراغ داستان من. چند روز پیش نتایج اومد و من تیزهوشان قبول شدم.مدارسی که...
-
از امروز.
چهارشنبه 24 مرداد 1403 19:15
سمومی که امروز به خورد مغزم دادم ، و سال های متوالیه که کارم همینه.سخته حتی بابات بهت تیکه بندازه. امروز آخرین جلسه ی دوره ی عکاسی بود. استاد بعد از اینکه حسابی از خودش تعریف کرد و با گفتن اینکه ۹۹ درصد عکاسان در سطح خاور میانه تکنیک هایی که ما طی دوره یاد گرفتیم رو بلد نیستن حسابی شیرمون کرد. جلسه ی اول که اوایل تیر...
-
اها
چهارشنبه 24 مرداد 1403 15:21
تصویب شد: امسال علوم زمین شرکت میکنیم سال دیگه شیمی.
-
علف خرس
سهشنبه 23 مرداد 1403 12:24
یعنی خدا هیچ بنی بشری و به اندازه حالای من محتاج پول نکنه :)) کل کتابایی که میخوام بخرم و کلاسای المپیاد نزدیک ۱۰ تومن واسم درمیاد که حتی ی درصدم نمیتونم رو خانواده واسش حساب کنم.تا آذر ۲ ، ۳ تومن دستم میاد که خب آذر مرحله یک برگزار میشه =) واقعا قصد داشتم برم ی جایی کارگری کنم یا ایده داشتم درباره ی بهتر کردن کسب و...
-
شمس
یکشنبه 21 مرداد 1403 23:14
فردا باز ۶ میزنم بیرون ، هر چقدر بیشتر ورزش نمیکنم بیشتر خسته میشم. با بچه های گپ المپیاد حرف زدم،گفتن عادیه گیر کردن رو ی مبحث یا حتی ی سوال.سختمه.خیلی فکر کردم ، خیلی با خودم حرف زدم سر این قضیه که المپیاد و ول کنم یا نه. سختمه ، عادت میکنم. فردا کلاس آلیه ، بعدم شیمی هادیان فرد و عربی با ترابی. باید ی نگاهی به...
-
اگر تو هم از المپیاد نا امیدی..
یکشنبه 21 مرداد 1403 11:04
شبیه ۵۷ کیلو لجن روی تختم پخش و پلا ام.باکتری هایی روی سراسر بدنم راه میروند و وجودم را تجزیه می کنند.انقدر آرام و بی صدا که قصد ندارم کاری به کارشان داشته باشم.دنبال سکوت می گردم ، در این خانه حتی اگر هیچکس هم نباشد ، باز شیر آب یاد آوری می کند که وجود دارد ، یا صدایی از در تق و لق کابینت می شنوی، ولی دیگر فکر...
-
فردا ساعت ۱۰ اولین آزمون آلیه..تصور اینکه دوباره پایین ترین درصد کلاسم اذیتم میکنه
یکشنبه 21 مرداد 1403 00:38
-
من و این قلب.
یکشنبه 21 مرداد 1403 00:23
درد دارم ،نمیتونم از جام تکون بخورم. فردا هم ۵ میرم باشگاه تا ۸ جبرانی پنجشنبه که بخاطر مسابقات تعطیل بود..هنوز مطمئن نیستم دردی که دوباره افتاده به جونم بخاطر فشردگی تمریناست یا اضطرابی که تو این چند روز تحمل کردم. هنوز شروع نکرده دارم شک میکنم به مسیرم ، از طرفی همین بعد از ظهر داشتم میگفتم من آدمِ کنکور نیستم،ولی...
-
!
شنبه 20 مرداد 1403 17:28
راستی صبح رفتم بیرون تمرین کردم.دوش آب سرد گرفتم و بعد شیمی خوندم.خیلی عقبم، زنده دل(Az) خودمون ، داشت ی فرمول برا *z میگفت و من باید میرفتم واسه یادگرفتن نوشتن ارایش الکترونی طبق قاعده افبا.
-
اتاقم کثیفه ولی مشتی، میکنم ی کار توش تمیز جمع.
شنبه 20 مرداد 1403 17:19
کلاس های ماز که شروع میشن به خودم لعنت میفرستم که چرا بابت خرید اشتراک الماس اصرار داشتم.مباحثی که تازه شروع به تدریس کردن ، البته فقط دروس تخصصی ، من اواسط تیر مشغول خوندنشون بودم و حتی آزمونشون رو هم دادم.الان سر کلاس فیزیک کارخانه بودم و تازه داشت از تامسون و رادرفورد شروع میکرد.من یک ماه پیش تو فیزیک خوندمشون و ۲...
-
ی شب عادی در جوار خانواده ایرانی
شنبه 20 مرداد 1403 00:13
مامان : تو بری المپیک منم میتونم باهات بیام؟ من :الکی که نیست اینایی که رسیدن المپیک پوستشون کنده شده مامان :پس واسه چی میری تکواندو؟ ی المپیک بری دیگه من :توقعاتتون بالاست ها ، به پزشکی برسم خیلیه مامان :حالا هم پزشکی بخونی هم بری المپیک نمیشه؟ من : ... خدایا منو گاو کن.
-
یا صبح ۶ میری حیاط یا..دیگه چیزی بدتر از شرایط فعلی وجود داره؟
شنبه 20 مرداد 1403 00:10
-
خدایا هرچی تو بگی، من که صلاحمو نمیدونم
شنبه 20 مرداد 1403 00:01
-
خواهرم.
پنجشنبه 18 مرداد 1403 20:31
هدف اینه که فردا تو رنک گروه مطالعاتی زیر ۵ نیام.ساعت مطالعه بچه ها بین ۶ تا ۸ متغیره.فعلا یک هفته رو این رنک بمونم ، اروم اروم بیشترش میکنم. فردا کلاس سیک سکه بعد اولین جلسه فارسی با جعفری که خیلی تعریفشو شنیدم.قراره با ویتو پیوند کوالانسی برقرار کنیم و به بی بضاعت بودنمون بخندیم. برنامه کلاسارو بزنم به میز ، کارای...
-
داداشم
پنجشنبه 18 مرداد 1403 17:34
یادمه ، وقتی استادِ باشگاه پایین خونه مون به بابام میگفت به قهرمانیم امیدواره،تشویقاشو ، خیره شدن بچه هارو موقع مبارزه ، یادمه. یا وقتی معلم ریاضی داشت می گفت باهوشم ، وقتی اولیا جلوی مامان و میگرفتن و میگفتن بچت چیکار میکنه اطلاعات عمومیش انقد بالاست ، بچه ها بهم میگفتن دانشمند.از امیدوار بودن سارینا به قبولیم نگم...
-
باید اول آروم باشید،بعد صحبت کنید
پنجشنبه 18 مرداد 1403 15:12
نمیدونم چرا دلم میخواست کیمیا علیزاده بازی رو ببره ، و برخلاف بقیه اصلا فکر نمیکنم وطن فروش باشه.فقط طوری که گزارشگر با اصرار می گفت نماینده بلغارستان و اسمش رو نمیاورد : پنل ماز بالاخره درست شد ، زمانی که استادای خوب و رو هوا زده بودن.زیست و خیراندیش زدم و شیمی و هادیان فرد.بقیش مهم نبود،ریاضی هم که عزیزی نداشت و فقط...
-
قبول نشدم.
چهارشنبه 17 مرداد 1403 15:25
فقط دارم فکر میکنم ، به کجا رسیدم که موقع دیدن چنین صحنه ای با خونسردی تمام تو چشمای مادرم زل زدم و گفتم "قبول نشدم". چطور به این درجه از وقاحت رسیدم که بعد از تمام کار هایی که انجام دادم ، آدم هایی که شکستم ، لحظاتی که لذت های زودگذر رو به درس خوندن ترجیح دادم ، همچنان انتظار نتیجه ای متفاوت رو داشته باشم....
-
تونل و جیغ های پی در پی
سهشنبه 16 مرداد 1403 23:16
دویدن واقعا اضطرابم رو کم میکنه.امروز حدود ۲۵ دقیقه دویدم.۳ ساعت باشگاه بودم ، زودتر رفتم و قبل اینکه همه بیان شیمی خوندم.مبارزه داشتیم،افتضاح بود. کیسه بوکس وصل کردم به سقف اتاقم ، ضربه میزنم از جا کنده میشه.استادم امروز میگفت اروم تر بزن ، سرعتت و ببر بالا.میت هم که میزدیم بچه ها از نوبت من میترسیدن. - چه صدایی ، یا...
-
با قلب درد باشگاه رفتن قرارداد بستن با اضراییله.
سهشنبه 16 مرداد 1403 16:29
-
۱۰ روز تا آزمون دوم.
سهشنبه 16 مرداد 1403 00:54
فعلا شیمی و درسای کنکور و شل کردم تا ببینم چی پیش میاد.نمیدونم منتظر چی ام ، دقیقا میخوام چی رو ببینم. امشب بازم ی حمله داشتم ، باید بتونم این مغز و کنترل کنم ، تا با همین فرمون سمت سکته نرفتم. نور آبی اتاقم امشب روشن شده.عجیبه.حساسیت قلبم به کافئین ، سخته! ی وقتایی ام هست میگم با این وضع میخوای به المپیادم برسی؟...
-
آیکورا.
دوشنبه 15 مرداد 1403 19:08
Paypal ایمیل داده که حسابتو آپدیت کن داریم ی چیزایی و تغییر میدیم و فلان. داداش چیزی تو حسابم نیست.هر چی شد شد=) ماز برام پنل جدید ثبت کرده ، سایتشون اختلال داره نمیتونم وارد شم.کلاس شیمی امروز هم از دست دادم. یکم بهم ریخته ام.استرسی که بعد خوردن انرژی زا رفت تو وجودم هنوز اثراتش هست.دیروز از استرس ی حمله داشتم.سخت...
-
نمیدونم خوشحالیم از اینکه با مدالای سال قبل میتونم ارتباط داشته باشم و چجوریبروز بدم.
دوشنبه 15 مرداد 1403 13:28
-
جمعه اولین کلاس شیمی سیک سکه.پست ثابت هم گذاشتم که از اتفاق پست قبل جلوگیری کنم.
دوشنبه 15 مرداد 1403 12:55
میخوام امروز قلعه حیوانات و کامل بخونم تموم شه.
-
پست ثابت
دوشنبه 15 مرداد 1403 12:53
"جاناتان گاهی میگفت: تمام جسم شما ، از نوک این بال چیزی نیست مگر اندیشه ی شما از خودتان ، به همان شکلی که قادر به دیدنش هستید. زنجیر اندیشه تان را بشکنید ، آنگاه زنجیر جسمتان میشکند…"
-
کشف تازه=)
دوشنبه 15 مرداد 1403 12:36
یکی از دلایل اصلی عدم موفقیتم ، از اونجایی که هیچوقت و در هیچ زمینه ای موفق و نفر اول نبودم ، (نفر چهارم گرافیک کشوری؟) (شاگرد دوم؟) همین وبلاگ نوشتنه.عواملی مثل نظرات دیگران و آمار بازدید ها تا قبل تر ها برام اهمیت داشت.اما بعد فهمیدم مشکل این ها نبودن.مشکل اینجاست که نوشتن وبلاگ صرفا برای تخلیه ذهن و افکاریه که...