-
این لکاته،این ساحره.
سهشنبه 21 بهمن 1404 15:33
امروز،خیلی اتفاقی وقتی پشت چراغ قرمز بودیم فرزانه رو دیدم! داشت از خیابون هشتم به سمت رستاخیز میرفت و دقیقا،همون فرزانه ای بود که من رو تا ماه ها تسخیر کرده بود و نفرتی توی وجودم تولید میکرد که قابل وصف نبود.همچنان با اعتماد به نفس بنظر میرسید و همچنان کچل بود و مثل همیشه زیر چشم هاش کبود. همین چند لحظه اتفاقی دیدن...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 بهمن 1404 21:11
۴۹ درصد زدم سواد رو. قبول نمیشم این یکی هم.
-
My girl
یکشنبه 19 بهمن 1404 19:00
تنها چشم سبزِ زندگیم که از چشم هاش وحشت ندارم رو امروز دیدم که با ذوق اومدم سمتم و بهم کادو داد:)گفتم بابت چی؟ گفت تولدت!(تولدم ۲ ماه پیش بود..).چقدر من این دختر رو میپرستم.واقعا زیباست.inside and out.
-
ی روز درست و حسابی
یکشنبه 19 بهمن 1404 18:58
سواد بد نبود.سوالا جالب بود،شاید نسبت به مرحله ۲ پارسال کم تر خلاقیت داشت ولی در کل جالب بود.۲ ساعت سر جلسه نشستم بعد پاشدم رفتم مدرسه.معلم پرورشی پرسید کجا بودی؟ گفتم المپیاد سواد داشتم.گفت عه؟ پس چرا خبر ندادی؟ تعریف کردم پارسال جناب حسینی چجوری سر ی معافیت گرفتن و کتابخونه رفتن خون منو کرده بود تو شیشه و باعث شد...
-
?Lately i've been doing..better
یکشنبه 19 بهمن 1404 01:19
از قعر یکی از تاریک ترین شب های زندگیم مینویسم.(واقعا امیدوارم در آینده ، تاریک شمردن چنین وقایعی رو مضحک ندونم،چون واقعا طاقت از این بد تر رو ندارم.) مهندس آنلاین شد،زنده ست،و واقعا خوشحالم که زنده ست. انقدر از نظر جسمی حال و روز بدی دارم که حقیقتا نمیدونم چطوری هنوز روی پاهام ایستاده م.و وضعیت روانیم ، به مراتب بدتر...
-
من براش خلاء بودم ولی اون مقاومت هوا دوست داشت
شنبه 18 بهمن 1404 14:50
-
روز مرگی
شنبه 18 بهمن 1404 14:20
امروز بعد از ۲ ماه رفتم مدرسه.به معنای واقعی کلمه از ۱۸ آذر به بعد مدرسه نرفتیم.امروز هم نزاشتیم معلم ها زیاد درس بدن.گرفتم کل زنگ شیمی رو خوابیدم.عشق به شیمی کجا رفت؟ فردا سواده،عصبانی ان،عصبانی ام،کاش زودتر ناپدید شم.
-
زیر سایه نیبرهود
جمعه 17 بهمن 1404 12:41
انقد سر ژنتیک و عدد کروموزومی و کوفت و زهرمار مغزم داغ کرده که اگه ی بار دیگه رفیقام که انسانی میخونن بگن درسای ما سخته با کف گرگی از خجالتشون در میام
-
عابدینی عزیز
پنجشنبه 16 بهمن 1404 22:17
طبق کلید اولیه ۳۵ زدم.کف طبق گفته ی بچه ها باید همون ۳۵-۴۰ باشه.پارسال که همین حدودا بود.حالا باز بستگی داره کلید رسمی چی باشه و کلید بعد از اعتراض چه تغییراتی کنه. از ما که گذشت ولی امیدوارم سرکار خانم عابدینی و کمیته محترمشون(تو بخون کمیته مزخرف) امسال واسه مرحله ۲ ، چهار تا سوال واقعا خلاقانه و المپیادی طرح کنن...
-
بین اون همه سمپادی،
پنجشنبه 16 بهمن 1404 18:23
سوالا بد نبود راستش.از پارسال که قطعا سخت تر بود اما طبیعیه چون کتاب زمین ۱۴۰۴ هم ی سر و گردن مطالب سنگین تری از ۱۴۰۳ داره.ی سری چیزارو شانسی زدم،یسری چیزا ام از پارسال یادم بود. قبول که نمیشم ولی حداقل ی کیک دوقلو و آب معدنی گیرمون اومد.(که هزینه ثبت ناممو میدادم میتونستم ی مینی پیتزا بگیرم :D) واقعا کسی که درس بخونه...
-
اگه به سوخت دادن بود من و تو حتی دیگه نیست باکمون.
چهارشنبه 15 بهمن 1404 22:54
شب قبل مرحله ۱ عه و چون چیزی برای گفتن ندارم،خواستم این متنی که سال قبل نوشتم رو از دوباره پست کنم. : الان که فیلم یاد هندستون کرده و دارم مینویسم،۲ ساعت قبل از شروع آزمون مرحله ۱ المپیاده. داشتم خودم رو قانع می کردم،که با شرایط روحی فاجعه باری که داشتم و روزهایی که پشت سر گذاشتم،منصفانه،میشه گفت ته زورم رو زدم. اما...
-
روز های پایانی پروسه ی المپیاد من..
سهشنبه 14 بهمن 1404 13:07
کارت ورود به جلسه رو بالاخره صبح موفق شدم بگیرم و رفتم مدرسه مدیر مهر بزنه.خیلی تعجب کرد از اینکه به کسی اطلاع ندادم و تو جلسه توجیهی المپیاد مدرسه شرکت نکردم(!) واقعا ریدن تو شانس من ، میدونی؟ تا پارسال هیچکس حتی نمیدونست تو مدرسه که المپیاد دانش آموزی کشوریه یا استانی،بعد امسال جلسه توجیهی برگزار کرده بودن و خودشون...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 10 بهمن 1404 11:17
۱۶ ام علوم زمینه و ۱۹ ام سواد رسانه.
-
متولد دی سخت تر از بهمن
جمعه 10 بهمن 1404 11:14
کابوس میدیدم.اتفاق بدی افتاده بود و بهم نمیگفتن چیشده.وقتی بیدار شدم،انقدر تنش توی بدنم بود که انگار از ی جنگ واقعی برگشته بودم.و میدونی چطور میشه ی کابوس رو خنثی کرد؟ باید خودت رو در معرض ی کابوس وحشتناک تر قرار بدی.تو این هوا پا شدم رفتم پارک.ماه ها بود ندوییده بودم.کلاه سرمایی که به پیشونیم برخورد میکرد رو...
-
سقوط،اما نه به سبک آلبرکامو.
سهشنبه 25 آذر 1404 12:50
بوکس..ی جورایی داره زندگیمو نجات میده.فقط وقتایی که شدو میزنم میتونم به هیچی فکر نکنم.واسم مثل ی راه فرار از زندگی شده.به وضوح میبینم که چربیم داره کم میشه و عضلاتم قوی تر.وزن اضافه کرده م ولی چاق بنظر نمیام. حالا که همه چیز از کنترلم خارج شده انگار فقط اختیار مشت هام و دارم.دقیقا حس امنیتی که پارسال نسبت به فضای...
-
۲۰ اذر
پنجشنبه 20 آذر 1404 16:15
ولی واسه من همین ۴۰ روز مونده ها؟ یا ی جوری گند کاریامو تو همین مهلت جمع میکنم یا تا تهش باخت میدم.چیز جدیدی هم نیست.از خیر شیمی و مرحله ۲ که گذشتم،ولی من تا دهن این معلم زمین عقده ایمونو سرویس نکنم اروم نمیشم.
-
کامبک؟
پنجشنبه 20 آذر 1404 16:12
حدس بزن کی امسال سواد و علوم زمین ثبت نام کرده؟ من. حدس بزن کی تا خرخره تو کلاسای عقب افتاده و مباحث نخونده ی کنکور و المپیاد گیر کرده؟من.
-
اولیمپیاد
چهارشنبه 16 مهر 1404 22:46
رسیدیم به دوران "تو تابستون المپیاد خوندن و عمه ی منم که بلده" و از بچه های امسالِ گپ طلایی ها خبر ندارم ولی ما پارسال این موقع ها بحث داغ شبامون این بود که چطوری تو مدرسه تظاهر کنیم داریم میمیریم تا بزارن بریم خونه :))
-
نخبه های دانش پژوه!
پنجشنبه 10 مهر 1404 18:26
یکی از مسخره ترین چیزایی که تو المپیاد همیشه بحثش هست ، اینه که باید استثنایی باشی که بری جزو ۴۰ نفر اول کشور(تو اکثر رشته ها البته). به چشم کسی که هیچوقت تو فضای المپیاد نبوده و تجربه ش نکرده این قضیه خیلی منطقیه. حتی تو کنکورم اینطوری بنظر میاد،که طرف نابغس که رتبه ۱ تا ۱۰ میشه.حالا المپیاد چون رقابت سخت تر و سطح...
-
جدول فصل ۵
چهارشنبه 26 شهریور 1404 17:04
-
مرا تا صبح سر پا نگه دارید #سیدرضا
دوشنبه 24 شهریور 1404 17:34
-
المپیاد علوم زمین
دوشنبه 24 شهریور 1404 17:34
-
به اسما
دوشنبه 24 شهریور 1404 14:17
سلام،حقیقتا خوشحال شدم بعد قرن ها اینجا پیام گرفتم. المپیاد و ول نکردم،رشته ی اصلیم که شیمی بود رو بیخیال شدم.از ادبی اطلاعی ندارم اما فکر میکنم چیزی که درباره ی همه ی المپیاد ها صدق میکنه مسیر طاقت فرساشه که ی آدم پوست کلفت میخواد.مطالعه مستمر.مغز تحلیل گر.و خب بیا صادق باشیم ، یکمم شانس. تو خیلی وقت داری واسه...
-
نمیشه مثل پارسال ریسک کرد.
جمعه 21 شهریور 1404 09:55
از بارم بندی فاینال بچه های دوره امسال فهمیدم کلا هواشناسی و نباید اونقدر آدم حساب کنم پارسال سر مرحله ۱ تنها مباحثی که فول بودم اقیانوس و هواشناسی بود آذرین و تکتونیک و ببندم برد کردم خدایا چرا تو این مملکت هیچی سر جاش نیست چرا این کمیته یکم مثل آدمیزاد عمل نمیکنه (کدوم کمیته المپیاد مثل آدمه که زمین باشه؟) خیلی خسته...
-
۵ ساعت و نیم.رو مود خوبی نیستم.باشگاهم نرفتم
یکشنبه 16 شهریور 1404 19:53
-
نشد بگم.
شنبه 15 شهریور 1404 20:13
خوشبینانه اینکه حتی تو بدترین روزمم زیر ۶ ساعت مطالعه نیومدم و تایم اسکرین هفته قبلم ۱۰ ساعت کمتر از مطالعه هفتگیم بود.(تازه در نظر نگیریم بالای ۲۰ ساعت از کل تایمش به خاطر کلاسای آنلاین و آفلاینم بوده.) عینک بلوکنترل خریدم.واقعا امیدوارم جلوی کور شدنم تا پایان مدت تحصیلم و بگیره. خسته ام و به ریاضی نرسیدم ولی لااقل...
-
چلاجور پیام گذاشته که واسه المپیادیا ام برنامه داره،خداست این مرد
شنبه 15 شهریور 1404 15:28
-
داد میزدیم و رییس کر بود
جمعه 14 شهریور 1404 09:54
کارنامه دومین دوره ai هنوز واسم صادر نشده ولی تو سایت نمودارش معلومه. مثل قبلی،رتبه ۱ کلاس. هیچوقت نمیتونم نفر اول باشم.حتی اگه معلما،مربی باشگاه و بقیه اینطور فکر کنن. فقط بلدم اول به نظر بیام. بدبختانه ، شاید تنها چیزی که توش در حد عالی خوبم تظاهر کردنه. کاش بقیه باور نمیکردن. هیچ شکنجه ای از این بد تر نیست که...
-
ی روز غیر تابستونی.
پنجشنبه 13 شهریور 1404 18:49
از روزایی مثل امروز متنفرم،نه میرسم کنکور بخونم نه چون کنکور اولویته المپیاد و جمع میکنم، امروز کلا ۴ ساعت مطالعه م بود چون فیزیک اعصابمو خورد کرد و زدم زیر همه چی.. زمین و بالاخره از خر شیطون اومدم پایین تا با چلاجور پیش برم،کیامهر گفته بود طراح المپیاد بوده و دیروز سوالای سن نسبی المپیادم حل کرد. عقبم،نمیخوام برگردم...
-
عادت میکنیم.
سهشنبه 11 شهریور 1404 19:48
رفتم باشگاه جدید (چهارمین باشگاه جدیدم.) میانگین سنیشون ۱۱ تا ۱۵سال بود.منی که تو باشگاه خودمون نخودی به حساب میومدم اینجا بزرگترینشون بودم.شروع کردن مربیشون منو دید خوشحال شد گفت عه اومدی؟ پس بیا تمرین بده.تمرین دادم دویدیم، به طرز وحشتناکی همه زل زده بودن بهم،هی میومدن نزدیک میپرسیدن قبلا کدوم باشگاه بودی؟ وسیله...