-
متفرقه
یکشنبه 9 شهریور 1404 19:51
قضیه از این قراره که ما سالن و عوض کردیم رفتم با مربی خودم صحبت کنم،مخالفتی نداشت،ولی وقتی فهمید کجا دارم میرم چهره ش رفت تو هم.پرسیدیم چرا و اینا،یکم حرف زدیم و خلاصه هر جوری بود منصرفم کرد اونجا تمرین و ادامه بدم. رفتیم اون سالن کنسل کردیم شهریه رو پس گرفتیم،رفتیم ی سالن دیگه،جایی که مربیش شاگرد مربی خودم...
-
اصل کوانتوم!
شنبه 8 شهریور 1404 10:30
ی اصل نانوشته ای بین بچه ها و اساتید المپیاد فیزیک و نجوم هست که میگه : "هر وقت فکر کردی داری کوانتوم و میفهمی بدون داری نمیفهمی!" این اصل واسه من درباره مبحث تندی آب تو زمین شناسی ذکر میکنه،هر بار فکر میکنم فهمیدم و میشینم پای تستاش از ی جایی میزنه بیرون و میفهمم هنوزم هیچی نفهمیدم
-
قصه از این قراره که
سهشنبه 4 شهریور 1404 11:30
در حال پخت و پزم واسه مهرماه. پیشخوانی و خیلی وقته شروع کردم.یکم رسیدن به کلاسا واسم سخته ولی حداقل عمومیا رو شروع کردم. من آدم نهایی دادن نیستم،لااقل امسال نه، به زمین شناسی فیزیک نمیرسم ولی تا آذر نظام قدیما و تاربوک و جمع میشه. از امروز دوباره باشگاهو شروع میکنم،دارم میرم ی سالن دیگه،یکم عصبی ام بابتش ولی عادی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 تیر 1404 16:49
چی میشه سال بعد رییس کمیته عوض شه؟ طبق حرفای بچه ها علاوه بر بیخود بودن روند کلاسا،همه چی انقدر بی نظمه که یجاهایی مجبورن فقط خود جزوه رو بخونن.یعنی آدم خلاق تر از عابدینی پیدا نکردن بیاد این رشته رو نجات بده؟ میگفتن سر کلاس پرسیده دریاچه رو تعریف کنید
-
از افزایش وزن گفته بودم؟ در حال وزن کم کردنم.امروز بالاخره بجای ۵۷ روی ترازو ۵۳ رو دیدم.
شنبه 21 تیر 1404 16:41
-
گرم کردن برای شروع دوباره ی المپیاد.
شنبه 21 تیر 1404 16:40
۲۰ روز از تابستون رو بدون باشگاه،درس خوندن با شدتی که توی ذهنم داشتم و هر گونه روتین ثابتی برای زندگی گذروندم. خوشبختانه از اون ذهنیت مسموم که مدام با خودش تکرار میکرد 'اگر بیشتر تلاش میکردی..' نجات پیدا کردم.حالا دیگه نمیتونم کاری درباره ش انجام بدم.دیگه هیچوقت به ورودی کلاس دهم برنمیگردم.هیچوقت برای فرستادن پاسخنامه...
-
سختی آب
شنبه 14 تیر 1404 12:20
دوره تابستونه امسال مجازی شد و چقد واسه بچه های امسال ناراحت شدم.فکر کنم کل مزه ی المپیاد زمین به اون دردسرای خوابگاه و خوابیدن سر کلاس عابدینی باشه. حالا این که گذشت،ما ام داریم چمدونمون و واسه سال بعد می بندیم.حس جالبیه که کتاب تست کنکور زمین و باز میکنم و میبینم مطالبش و ی دور قبلا خوندم.فقط تو فصل آخر لنگ میزنم و...
-
?You know you're on my mind
چهارشنبه 4 تیر 1404 19:11
وضعیت اسفناکی ست مهندس عزیزم. این روز ها بیش از اندازه و بیشتر از آنکه قادر به تصورش باشی در خیالم هستی. تابستان مضحکی شده،شروعش هم با یک جنگ طاقت فرسا و پایانش طاقت فرسا تر، و بعد مقدمه ای برای باشگاه نرفتن و اضافه وزن +۵ کیلوگرمی ای که داشتم و حالا میبینم که تنها یک اضافه وزن ساده نیست و از کابوس برایم بد تر است. ای...
-
انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم؟
پنجشنبه 15 خرداد 1404 13:06
چیزی نمونده..طاقت بیار..فقط همین چند صفحه فیزیک،و اخرییش،ریاضی،بعدش دیگه تمومه،بعدش دیگه میتونی به ورژن المپیادی برگردی نه ی خرخون که کل هدفش راضی نگه داشتن بقیه ست.
-
,Call me when he breaks your heart
یکشنبه 4 خرداد 1404 23:05
دارم این روز ها رو پشت سر میزارم فقط به این امید که تابستون، با خیال آسوده سراغ المپیاد و ماجراهاش برم. امسال ، بابت قضایای پیش اومده،نه رغبتی به مطالعه ، هر نوع مطالعه ای،داشتم،نه فرصتش رو بهم دادن. سال آینده،منظورم سالِ 'المپیاد' آینده ست، دقیق میدونم باید چیکار کنم و به قولی چم و خم کار دستم اومده. کاش بدست اوردن...
-
ضدحال مثل اسکلرانشیم.
دوشنبه 15 اردیبهشت 1404 10:44
توی ی حالت اغمای عجیبم.میدونم اطرافم چه خبره،اما متوجهش نمیشم. به فکر کنار گذاشتنم.کنار گذاشتنِ خیلی چیز ها.برای سبک کردن این باری که بی خودی روی دوشمه. با المپیاد شیمی خداحافظی کردم.البته فقط با شیمی،نه با المپیاد.قصد دارم با ورزش هم همینکار و کنم. ی بار بهم گفت "اگه کار هایی که در طول روز انجام میدی حتی ی ذره...
-
چیه این دنیا که درگیرشیم؟
دوشنبه 25 فروردین 1404 18:53
این وبلاگ رو که زدم،اصلا قصدم این بود که ۴۰۴ خاطرات دوره تابستون و بنویسم. مغزم گفت : بمونه برای ۴۰۵ ، حالا اشکالی نداره که. اما امیدی بهم نیست با این وضع. چند ماهه هیچ مطالعه ی درسی ای نداشتم. چند ماهه!
-
از خاطرات پسا المپیاد،شرمندگی.
شنبه 23 فروردین 1404 13:55
اخر کلاس از دبیر شیمی پرسیدم این مسائل قطبی ناقطبی و میشه از الکترونگاتیوی هم حل کرد؟ گفت چطوری؟گفتم همون روشی که از ۲.۵ بیشتر باشه..گفت نه.تو امتحان عدد الکترونگاتیوی و که بهتون نمیدن که. بعدش یکی از بچه ها گفت برو بابا ، المپیادی بازی درنیار واسه ما. حالا من کی سوالای قطبی ناقطبی و حل میکردم؟مهر ماه. اون اراده رو...
-
مستیم از شراب نبود که بخواد بپره.
پنجشنبه 21 فروردین 1404 14:31
زندگیم به قطب های متفاوت و خیلی بی ربطی تقسیم شده. قبل تر ها باور داشتم که توانایی رسیدگی به همه ی این قطب ها رو دارم و تنها مانعی که سر راهم هست کم تلاش کردنه. شاید باید دوباره و دوباره کلمه ی عدم قبولی رو میدیدم تا بفهمم که اینطور نیست. نمیدونم تا کی قراره از شکست هام درس بگیرم تا مفید واقع بشه،اما آبتین و شکست...
-
خایه ش و داری یک ماه بدون گوشی زندگی کنی؟
سهشنبه 19 فروردین 1404 23:16
-
درد من همین وبلاگ نوشتنه،حیف که درمانی نداره.
سهشنبه 19 فروردین 1404 23:15
-
از باختن متنفرم.ولی همیشه در حال باخت دادنم.
سهشنبه 19 فروردین 1404 23:15
-
صفر رفتم از خونه بشم تو کوچه هزار
سهشنبه 19 فروردین 1404 14:56
اون بار که رفتیم چهارراه دانشکده زمین شناسی فیزیکی و پیدا نکردم.بعد فهمیدم مشکل اکثر بچه ها بوده،یکیشون میگفت دادم ۷۰۰ صفحه کتاب و واسم پرینت گرفتن (-_-) چون هر کتابفروشی ای تو شهرمون رفتم پیدا نشده.حالا نمیدونم ، نماشگاه کتاب که رفتیم دنبالش بگردم یا پولش و صرف خرید رمان کنم. نمیدونم،از ما که چیزی در نمیاد. لااقل ی...
-
خودم میدونم فقط چه حالی دارم.
یکشنبه 17 فروردین 1404 19:54
شروع باشگاه مثل همیشه بود،سلام و احوال پرسی و تبریک سال نو و موهای مرتب شده و چهره های سرخی که بعد از ۱ دقیقه دویدن به اون روز افتاده بودن،همون ادم هایی که قبل تر ست های ۱۵ دقیقه ای میدویدن. موقع پیاده شدن از ماشین گوشیم افتاد و استاد موسوی گفت "گوشیت نابود شد" اما چیزی نشده بود. و فکر کردم که چقدر دلم برای...
-
سلام استاد.
شنبه 16 فروردین 1404 20:00
تنها چیزی که در حال حاضر باعث میشه بیخیال همه چیز نشم اینه که فردا باشگاه بعد ۱ ماه باز میشه و بالاخره میتونم بدو ام. اگر درس بخونم،اوضاع بهتر میشه. چرا درس نمیخونم؟ رغبتی به بهتر شدن اوضاع ندارم. حتی امروز وقتی ازم درباره ی شرایط المپیاد میپرسیدن،حوصله ی توضیح نداشتم. نه مصطفی مرحله ۱ در اومد نه نرگس،و این ها ۱۰ هیچ...
-
Asics
جمعه 15 فروردین 1404 19:44
بالاخره از شر اون ساک ۵۰ ساله ی قبلی خلاص شدم و با یک ساک جدید جایگزینش کردم.چه روز های کابوس واری رو با اون ساک تا مسیر باشگاه طی می کردم،شرم موقع زمین گذاشتنش هنوز روی شونه م سنگینی میکنه. همیشه یک گوشه ای افتاده بود و سمت دهن باز کرده ش ، انگار کل کثیفی های وجود من رو بیرون میریخت.و من هی خجالت میکشیدم. و هی خجالت...
-
ساده ترین حالت ممکن
جمعه 15 فروردین 1404 15:04
ی نفر : هدف ۴۰۴ ات چیه؟ -میخوام از این : تبدیل بشم به این :
-
Peaky
جمعه 15 فروردین 1404 14:54
?Do you feel that ?Do you feel anything You know, you talk as if you're watching everything on a ..screen
-
سلانه سلانه
جمعه 15 فروردین 1404 11:08
سال قبل هم دوره ی کیامهر رو خریدم و هم تمام ۷ ترم شیمی عمومی استاد میرقادری. درباره ی اینکه چقدر بابت جور شدن هزینه هاشون خون دل خوردم حرف نمیزنم. اما فکر میکنم پکیج شیمی ،تا حدی به درد کنکور بخوره،و شاید اصلا فرصت دوباره ای به شیمی دادم.صرفا در حد مرحله ۱. با اینکه زنده دل و کسری امیری در نگاه اول به هر یازدهمی ای که...
-
10/1
پنجشنبه 14 فروردین 1404 17:53
از شهریور تا به الان،خیلی چیز ها تغییر کرده. نتونستم(نخواستم) المپیاد بخونم. المپیاد زمین رو هم با اختلاف یک تست به آخرین قبولی واگذار کردم. اما سال یازدهم،بحث مرگ و زندگیه. حتی اگه مدال هم نگیرم میخوام جزوی از این راه باشم. حتی اگر مدال هم نگیرم،میخوام برچسب المپیادی بودن روی پیشونیم باشه. (بماند که این حرف ها و...
-
فکر کنم بیدارم.
پنجشنبه 14 فروردین 1404 16:40
-
اینه رسمش
جمعه 30 شهریور 1403 09:43
ایستگاهی دویدم ، تو تایمای ۶ دقیقه ای ، به قدری پام درد میکنه که میخوام دیوار و گاز بگیرم.انگار استخونمو با تبر نصف کردن ، ی جاهایی از ساقم باد کرده ، نمیدونم مشکل چیه. استاد گفته بود چون بعد چند سال دارم شدید ورزش میکنم اینجوریه ، اشکم داره در میاد-
-
چیزهای بهتری هم وجود داره،
دوشنبه 26 شهریور 1403 16:34
بعد از معاشرت با کلی ادم ۴۰ ساله که به مدت ی هفته همکلاسیمن ، ی جورایی اروم تر شدم. چون همشون ادمای به شدت با سواد و حرفه ای هستن. و تو ایران هیچ غلطی نکردن. ی متخصص اطفال اومده بود می پرسید چه دوره فنی حرفه ای شرکت کنم بهتره برا امتیاز مهاجرت؟ و من قیافه تمام مربیایی و تصور کردم که ی کوه مدرک و مهارت داشتن اما دستشون...
-
سازمان و خاله زنک هایی به نام مربی
شنبه 24 شهریور 1403 18:45
اگه فقط ی چیز مزخرف تو فنی حرفه ای وجود داشته باشه(تو بهترین حالت فقط ی چیز) اتلاف وقت و انرژی موقع کاره.کاری که کارمند هاش توی ۸ ساعت انجام میدن و میشه به ی شرکت خصوصی یا ی کارگاه یا حتی ی فریلنسر داد تا تو ۲ ساعت انجامش بده. و از اونجایی که این سیستم فاسدشون عادتشون داده که همینطور زندگی کنن ، چند هزار زمین برای...
-
با مصطفی ی جوری از شیمی حرف میزنم انگار خدامه،خودم که میدونم چخبره.
جمعه 23 شهریور 1403 15:53